هدیههرسال که میگذره به امید سالهای بعد جشن میگیریم وسال رابه پایان میرسانیم برنامه میچینیم و خیالبافی اما دریغ از یه روز شاد و تمام خیالبافیمون مثل حباب میترکه مندیدم اینطوری نمیشه و روزایی که میتونست بهتر باشه راازدست میدم با خودم یه تصمیمی گرفتم . مهمترین تصمیم زندگیم . ازتنهایی دراومدن اما به طریقی دیگز. ب.اخرای قرن دوم بود که تمام انرژیمو جمع کردم و یه فرشته خوشگل اوردم والان از امدنش به منزلمون بینهایت خوشحالم یه خرگوش ناز و مامانی . وقتی دیدم ازعهدش برمبام خیلی خوشحال شدم همش میترسیدم پیش منه بمیره اما بزرگ شد ودل منو با اومدنش شاد کرد .حرف نمیزنه اما تنها دارایی و مونسم اینه . خدایا ممنونم ازت که کمکم کردی فرشته کوچولوت سلامت بمونه . این هدیه من به خودم بود بهترین هدیه بعد ازکتاب (۱۴۰۰ دیماه )
برچسب:
نویسنده: هلیا حسینپور
تاريخ: دوشنبه
10 بهمن
1401 ساعت: 14:43